شهلا جاهد اعدام شد.

اين خبر کوتاه یک دنیا معنی در بطن خودش داشت.

مرگ شهلا مرگ عشق مرگ جوانمردی و مرگ آزادگی بود.خیلی دلم میخواست ناصر محمد خانی این گلزن دقیقه های نود تیم پرسپولیس باز هم در دقیقه نود گل بزند و این بار با نجات لااقل یکی از دوزن زندگیش قلم ختمی بکشد روی همه آنچه گذشته بود و خود او ماجراساز اصلی آن بود بكشد تا شاهنامه آخرش خوش باشد.

اما اینگونه نشد و پسرناصر به امر پدرش صندلی را از زیرپای قاتل احتمالي مادرش كشيد تا خود او هم دست به قتل بزند. كدام زن عاشق ميتواند دست به قتلي اين چنين بي رحمانه بزند؟شهلا اگر ناصر را دوست ميداشت كه داشت هرگز راضي به نارضايتي او نميشد كه نشده بود ولي براي عشقش جان داد و دم نزد تا ناصر به قول خودش بار ديگر به زندگي بازگردد.براي شهلا اين روزها بسيار غصه خورده ام ولي نه براي شهلا كه براي انسانيت براي عشق .

هنگامي كه به شهلا گفتند بايد براي اعدام برود فقط پرسيد ناصر هم حاضر است اعدامم كنند؟وجواب را که شنید دیگر هیچ نگفت.

 شهلا وقتي به سوي چوبه دار ميرفت حتي  نیم نگاهي هم به ناصر نكرد که بدتراز هرپاسخی برای ناصر بود.

در طي هشت سالي كه پرونده جنجالي شهلادر دست بررسي بود وی به نقل از يكي از خبرنگاران هوشمندترين وخونسردترين زن متهم به شمار ميرفت كه روابط اجتماعي بسيار قويي هم داشت.

 

با همه این ها شهلا در آخرین دم هم هیچ نگفت و همه اسرار این پرونده جنجالی را با خود  به گور برد.

عكس فوق عكس شهلا جاهد و ناصر محمدخاني است دريكي از مراسم دادگاه.حس غريبي در چشمهاي اين زن هست.پس از اعدام شهلا و تاييد پزشك قانوني ناصر محمدخاني مستقيم به فرودگاه امام رفت واز ايران خارج شد.چون با دوپسرش ساكن قطر است.خودت رفته اي اقاي محمدخاني با وجدانت چه ميكني؟!

عكس پاهاي اويزان ومعلق پس از اعدام شهلا و صداي شهلا پيش از اعدام درسايتها مختلف موجوداست.اين شبها مدام جمله اول اين پست را سرچ كرده ام."شهلا جاهد اعدام شد" وبا ديدن عكسها و گريه هاي شهلا از درد مچاله شده ام.