در مسير هميشگي از خانه ام تا خانه پدري بايد چهار راهي را بگذرانم كه از شانس بدم اصولا پشت چراغ قرمزش مي مانم.زنان جوان وفقيري هميشه در چهارراه  ايستاده اند  واطراف ماشينها و پليس پرسه ميزند.گاهي هم يك بچه نوزاد يا كودك چندساله اي دراغوششان خوابيده است.ظاهرا به اين كودكان مواد مخدر ميخورانند.درسرما وسوز پاييز بچه ها با يك لباس نازك پرپري در اغوش اين زنها مست خوابند وخوابشان به بيهوشي عميقي مي ماند.

ديروز پشت چراغ قرمز مانده بودم كه يكي از اين زنها امد سراغم.شيشه را پايين كشيدم و يك اسكناس  گذاشتم كف دستش.دخترك كنارم نشسته بود و با تعجب به زن نگاه ميكرد.زن ظاهرا خل وضع  بود.حالت حركات وراه رفتنش طبيعي نبود.به دخترك باي باي كرد وخنديد ودندانهاي سياه و نامرتبش بدجوري توي چشم امد.دخترك خودش را جمع كرد توي صندلي ونگاهش را از زن دزديد و باترس خيره شد به من

بخاطر دخترك من و گيله مرد ناچاريم ترانه هايي چون سوسن خانم و اسمال آقا گوش بدهيم! دست من باشد پشت فرمان و توي جاده و سفر با گوگوش  وامير ارام و هماي حال ميكنم.گيله مرد با دلكش و مرضيه و بالاخص شهرام ناظري.القصه اينكه ترانه سوسن خانوم هم موسيقي متن ماجراي اين زن بيچاره و صدقه دادن ما و نگاههاي متعجب دخترك بود كه يكهو زن ژنده پوش شروع كرد به دست زدن و رقصيدن!

حالا فكرش را بكنيد پشت چراغ قرمز!بقيه ماشينها هم براق شدند ونگاهمان ميكنند وميخندند!زن بيچاره دست زدو چرخيد و يك اداهايي در اورد شبيه شلنگ تخته انداختن و قهقهه ميزد از ته دل!شيشه را دادم بالا و خيره شدم به روبرو.كم كم از ماشين من فاصله گرفت و چرخ زنان  رفت بين ماشينها .مي چرخيدو دست ميزد و مي رقصيد . يك جي.ال.ايكس هم كه چند پسر جوان سرنشينش بودند شيشه راكشيدند پايين ومتلك پراندندو قهقهه زدند واسكناسي گذاشتند كف دستش.ماشين ديگري بوق زد و خلاصه ترانه سوسن خانوم پشت چراغ قرمز معركه اي به پا كرد كه نگو!

چراغ سبز شد و راه افتادم. از آينه مقابلم نگاهش ميكردم.استخوان خالي بود زن بيچاره.با يك مانتوي رنگ پريده مشكي وژاكت گلي رنگ.با روسري چرك وساده مشكي.چهره اش شاد بود و ميخنديد و شانه هايش را بالا مي انداخت.تشخيص سختي نبود كه بفهمي شرايط متعادل روحي ندارد و به شدت هم معتاد است.تا شب مدام چشمهاي درشت و كم فروغش توي ذهنم چرخ ميخورد و قهقهه وعربده سرنشينان ماشينهاي ديگر.دلم برايش سوخت.براي همه زنهايي از اين جنس.براي همه ادمهايي از اين جنس...